گفتگو با مهدی آقاجانی
17 سال مدیریت مالی پتروشیمی

۱۳:۰۲ (یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۸)
اخبار مرتبط
نسخه چاپی نسخه چاپی

مهدی آقاجانی مرد اول مدیریت مالی شرکت بعد از 17 سال مدیریت در بالاترین سطح مدیریت مالی شرکت بازنشسته شد. او سالها در صنعت نفت و پتروشیمی عهده‌دار مناصب مختلف مالی بوده است و اکنون و از ابتدای مهرماه به افتخار بازنشستگی نائل آمده است.

با صبر، صداقت و تلاش در همه کارها موفق می شویم

مهدی آقاجانی مرد اول مدیریت مالی شرکت بعد از 17 سال مدیریت در بالاترین سطح مدیریت مالی شرکت بازنشسته شد. او سالها در صنعت نفت و پتروشیمی عهده‌دار مناصب مختلف مالی بوده است و اکنون و از ابتدای مهرماه به افتخار بازنشستگی نائل آمده است.
مهدی آقاجانی درست 60 سال پیش در ملایر متولد شده است. او فوق لیسانس حسابداری را از دانشکده نفت دریافت کرده و اکنون دارای 3 فرزند است.
عضویت در هیئت علمی دانشگاه‌های ایران و عضویت در انجمن حسابداران خبره ایران از فعالیت های جانبی او محسوب می شود. وی در سال 1382 به عنوان مدیر نمونه صنعت نفت برگزیده شد.
آقاجانی بسیار به تدریس علاقه مند است و قصد دارد در سالهای بازنشستگی بیشتر وقت خود را صرف تدریس و تالیف کتابهای علمی و مدیریتی کند. او قصد دارد در زمره معدود مدیران ایرانی قرار گیرد که تجربیات مدیریتی خود را برای استفاده دیگران مکتوب می کنند.
گفتگوی پیام پتروشیمی را با مهدی آقاجانی می‌خوانید.


آقای آقاجانی شما در طول این سال‌ها چه روندی را طی کردید تا در بالاترین جایگاه مدیریت مالی شرکت ملی صنایع پتروشیمی قرار گرفتید؟
من از همان دوران دانشجویی کار می کردم. دانشجوی حسابداری دانشکده نفت بودم و موظف بودیم صبح ها کار کنیم. به این ترتیب تئوری و عمل با هم بود. اگر از خود تعریف کردن محسوب نشود، از دانشجویان ممتاز دانشکده نفت بودم و بلافاصله در سازمان برنامه و بودجه مشغول کار شدم و به عنوان کارشناس بودجه کار کردم. بعد از مدتی که از انقلاب اسلامی گذشت معاون مدیر و سپس مدیر شدم. در آن زمان حدود 30 سالم بود. بعد از مدتی عضو هیئت مدیره بانک مسکن شدم و حدود 3 سال آنجا بودم و دوباره به نفت برگشتم و مدیر مالی شرکت ملی نفتکش شدم. آن زمان سالهای سختی هم بود؛ کشتی های نفتکش موشک می خوردند و ما برای برآورد خسارت کشتی ها در مناطق جنگی بودیم. بعد از آن به کالای نفت تهران آمدم و به عنوان مدیر مالی- اداری مشغول به کار شدم. بعد از آن هم مدیر مالی شرکت کالا در امارات شدم. از سال 1370 با توجه به آشنایی با آقای رهگذر در سازمان برنامه و بودجه به دعوت ایشان به پتروشیمی آمدم و مدیر مالی پتروشیمی شدم. تا سال 76 در این سمت ماندم و سپس حدود دوسال سرپرست و مدیر مالی بازرگانی پتروشیمی در لندن بودم. در زمان آقای نعمت زاده برگشتم و باز هم در سمت مدیر مالی پتروشیمی مشغول به کار شدم و این سمت تا آخر شهریور امسال که بازنشست شدم ادامه داشت. یعنی حدود 17-18 سال سمت پر مسئولیت مدیر مالی پتروشیمی را بر عهده داشتم.‌

17 سال مدیریت در این سطح هم سخت است و هم در کشور ما چندان مرسوم نیست! شما چطور از عهده این کار برآمدید و توانستید با مدیران مختلف کار کنید؟
یکی از دلایل، سختی سمت مدیرمالی است. ما با میلیاردها ریال و دلار سروکار داریم و 60-70  شرکت تابعه داریم. حساب کتاب اینها، بودجه این‌ها، صورت های مالی اینها و ... ‌کار فوق العاده شاق وسختی است و می توانم بگویم شاید این شغل خیلی داوطلب نداشته است و افرادی هم که بتوانند این سمت را عهده دار شوند خیلی زیاد نبوده اند. من هم به خاطر اینکه به قول دوستان صبور و پایدار هستم توانستم این همه سال از عهده کار برآیم .
من با 6 مدیرعامل در همین سمت کار کردم. وظیفه ام را در هر شرایطی انجام می دادم به همین دلیل مدیران مختلف با سلایق و روش کار متفاوت مرا نگه داشتند و این نشان می دهد که نسبتا از من راضی بودند. من هم سعی می کردم وظایفم را به خوبی انجام دهم. شما حتما می دانید که کار کردن با بعضی از این برادران بزرگوار مدیرعامل  خیلی هم کار ساده‌ای نبوده است.
یک مقدار از این کار کردن برمی‌گردد به صبوری و پایداری و اینکه یک مقدار تجربه داشته باشیم و اینکه در اثر کوچکترین ناملایماتی آدم از جا درنرود. به هرحال یک موقع فشاری از بالا  به مدیر بالادست منتقل می‌شود و هر یک از افراد درون مجموعه باید به سهم خودش آن فشار را تحمل کند و من فکر می‌کنم این کار را کرده‌ام.

شما هیچوقت دغدغه این گردش مالی بزرگ صنعت پتروشیمی را نداشته اید و اینکه اگر روزی این رقم‌ها با هم نخواند شما باید پاسخگو باشید؟
واقعا کار مالی، کار حساسی است و ما باید جواب یک ریال را هم بدهیم. دستگاه های نظارتی هم همیشه کار را از مدیریت مالی شروع می کنند. خوشبختانه ما سامانه خوبی داشتیم و من هم سعی کردم به شفاف شدن و خودکار شدن سامانه کمک کنم و شانسی هم داشتم که وجود همکاران خوب بود. با کمک این ‌همکاران این سنوات طولانی مسئولیت را بدون حادثه سپری کردیم.
رقم ها در پتروشیمی خیلی بالاست و شاید بودجه ما از بودجه بعضی کشورهای کوچک بیشتر بوده است. ما پارسال با اینکه در نیمه دوم سال افت قیمت داشتیم حدود 12 میلیارد دلار درآمد داشتیم که حدود 7 میلیارد دلار آن صادرات بوده است. بالاخره با توجه به اینکه سامانه ما به سامانه نفت وصل بود -که به نظر من این سامانه در کشور ما یکی از بی‌نظیرترین سامانه ها است -  به کمک این سامانه و خودکار کردن کارها و به کمک همکاران خوب این کار پیش رفته است.

یکی از وظایف سخت شما در شرکت، جذب منابع و همکاری در اداره شرکت در شرایط سخت مالی بوده است. این مسئله مخصوصا در دوران جنگ و پس از جنگ برجسته تر است. در این زمان‌های خاص چه کردید؟
یکی از دغدغه های اصلی پتروشیمی برای توسعه، تامین منابع مالی بوده است و این همیشه وجود دارد و در بعضی دوران بسیار سخت بوده است. ما با کمک همکاران خوبی که داشتیم از عهده این کار برامدیم و این نکته قابل ذکر است که در تمام توسعه های پتروشیمی از وجوه دولتی استفاده نکردیم و همه کارهای ما با جذب منابع از بانک های خارجی و اخیرا هم از بانک های داخلی انجام شده است. با افتخار هم می‌توانم اعلام کنم که ما تسهیلات را به موقع بدون حتی یک روز تاخیر پرداخت کردیم. ما حدود 30 میلیارد دلار تسهیلات را به موقع بازپرداخت کردیم و برای همین هم اکثر بانک های بزرگ دنیا از کارکردن با ما راضی هستند و دوست دارند با ما کار کنند. گرچه الان شرایط به نحوی است که ممکن است به آنها توصیه‌هایی شود که با شرکت‌های ایرانی کار نکنند اما خود بانک ها خیلی مشتاق همکاری با ما هستند. اینها در ابتدای کار حتما ضمانت نامه دولت و بانک مرکزی را از ما می خواستند اما برخوردهای خوب و خوش حسابی‌هایی که داشتیم باعث شد که بعد از مدتی فقط با تضمین خود ما تسهیلات را بدهند و ما تسهیلات یک میلیارد دلاری را صرفا با تضمین خودمان گرفتیم و این میسر نبود مگر در سایه تلاش ما برای بازپرداخت به موقع اقساط وام ها و حفظ اعتبار شرکت.‌

در این سالها چه کارهای جدیدی برای جذب منابع مالی انجام شد؟
شاید پتروشیمی یکی از بزرگ ترین شرکتهایی باشد که بالاترین منابع را از خارج کشور جذب کرده است. جذب منابع روشهای مختلفی دارد. فاینانس، فاینانس پروژه‌ای، ‌باز کردن LC و روش های دیگر که ما مثلا با آوردن شرکای خصوصی منابع آنها را جذب کردیم. در واقع تمام شیوه هایی که برای کسب منابع لازم هست شامل اخذ وام، مشارکت در ساخت، دریافت سرمایه، ‌پیش فروش محصولات واحدی که قرار است ساخته شود و صدور اوراق مشارکت را ما به کار بردیم و فکر نکنم در زمینه امور مالی روشی بوده است که ما استفاده نکردیم. حتی برای جذب منابع ریالی پذیره نویسی کردیم و از سرمایه گذاری خارجی هم استقبال کردیم. اما بیشترین نحوه جذب منابع اخذ وام از خارج بوده است.
یکی از زیباترین کارهایی هم که اتفاق افتاد این بود که توسعه این صنعت عظیم بدون کمک دولتی انجام شد و این واقعا کار بزرگی بوده است.

زمانی بحث فروش اوراق قرضه بین المللی هم در پتروشیمی مطرح شد و درواقع طرح این موضوع برای نخستین بار در پتروشیمی صورت گرفت. این موضوع بعد از چند سال در دولت هم مطرح شده و در قانون بودجه هم آمده و مصوبه مجلس را هم دارد. چرا از این روش استفاده نکردید؟
این روش همیشه به عنوان یک منبع مطرح بود، ولی خیلی به آن احتیاج نداشتیم چون بانک های بزرگ دنیا با بهره خیلی پایین به ما وام می دادند. اما برای اوراق قرضه ما باید سود بیشتری بدهیم و تا زمانی که می توانستیم وام های کم بهره بگیریم نیازی به این کار احساس نمی شد. اما اخیراً که بانک های خارجی در پرداخت وام با محدودیت روبرو شدند ما تصمیم گرفتیم برای پروژه های جدید اوراق قرضه بین المللی منتشر کنیم. چون استفاده از این منبع مجوز مجلس را نیاز داشته است، دولت در قالب بودجه 88 از مجلس مجوز گرفته است و شاید به زودی این اوراق قرضه منتشر شود. البته بین المللی بودن آن به این معنی نیست که در داخل نمی شود آن را عرضه کرد. بلکه این اوراق ارزی است و در داخل هم از طریق شعب ارزی بانک ها امکان عرضه آن وجود دارد.

یکی از کارهای دیگری که پتروشیمی در آن پیشتاز بود بحث خصوصی سازی شرکت ها بود. چطور در آن شرایط بحرانی بعد از جنگ به این نتیجه رسیدید که می توان شرکت ها را خصوصی کرد، در حالی که بخش خصوصی قدرتمندی هم در آن زمان وجود نداشت؟
پتروشیمی و مسئولان آن از همان سال های برنامه اول و دوم فهمیدند که توسعه سریع این صنعت با مشارکت بخش خصوصی میسر است و شروع کردند در ابتدا  فارابی و آبادان و پازارگاد و شرکت سرمایه گذرای را به بخش خصوصی دادند و در ادامه هم نوبت به شرکت های بزرگ تری مثل خارگ و اصفهان رسید. از محل منابع حاصل از این خصوصی سازی ها هم طرح های بزرگ تری اجرا شد. پتروشیمی قبل از ابلاغ اصل 44 مشتاق خصوصی سازی بود. خوشبختانه تجربه پتروشیمی در خصوصی سازی هم تجربه موفقی بوده است و بعد از ابلاغ این بند هم پتروشیمی بیش از همه شرکت های دولتی خصوصی شده است. اکنون مقدار زیادی از شرکتهای ما بابت رد دیون به صندوق های بازنشستگی واگذار شده، بخشی به سهام عدالت داده شده و تا سال 93 هم هیچ شرکت پتروشیمی دولتی وجود نخواهد داشت.

شما با کدامیک از 6 مدیرعاملی که با آنها همکار بودید راحت تر کار کردید؟‌
حقیقتش پاسخ به این سوال راحت نیست. اما من از همه راحت تر با آقای رهگذر کار کردم و ایشان واقعا مردی برنامه ریز و متخصص در کار خودش بود. او خیلی با مدیران وکارکنان راحت برخورد می کرد و یکی از مدیران موفق مملکت بود . هنر ایشان توانایی برنامه ریزی بود. بقیه مدیران هم البته متخصص و متبحر بودند. اما از همه بهتر یکی آقای رهگذر بود و یکی هم آقای نعمت زاده . گرچه کار کردن با مهندس نعمت زاده خیلی راحت نبود اما من 8 سال مدیر مالی ایشان بودم و آقای نعمت زاده هم خیلی کاری به من نداشت و شاید هم دلیلش این بود که من وظیفه ام را انجام می دادم. به نظر من این دو نفر خدمات بزرگی به صنعت پتروشیمی کشور ارائه کردند.

شما با توجه به تجربه 17 سال مدیریت مالی پتروشیمی به مدیری که جایگزین شما می شود چه توصیه ای می‌کنید؟
مدیر بعدی من هرکسی هست به طور طبیعی باید متخصص و با تجربه باشد. بنابراین همه صحبت هایی که من بخواهم بگویم به او رسیده است. به طور کلی توصیه من به همکاران این است که تلاش و کوشش زیادی کنند  و در سختیها و مشکلات صبور باشند و سعی کنند از آدم‌های با تجربه در سمت‌های مختلف استفاده کنند و کار را به کاردان بسپارند تا خودشان هم راحت‌تر کار کنند. به نظر من اگر تقسیم کار خوبی انجام شود مدیر هیچوقت به مشکل نمی ‌خورد.
نکته دیگر اینکه به نظر من واقعا عامل موفقیت و اینکه انسان بتواند راحت سنوات خدمتش را طی کند داشتن صداقت و سلامت است.
نکته دیگر اینکه من معتقدم آدم همیشه باید چند برابر حقوقش کار کند و خداوند هم جور دیگری تلافی می‌کند . به هر حال در شرکت های دولتی سقف مشخصی برای پرداخت وجود دارد. هر چقدر هم کاری ارزش داشته باشد مقررات اجازه پرداخت بیشتر از حد مشخصی را نمی دهد. اما من خودم هیچوقت به خاطر حقوق کار نکردم،  البته نه اینکه بدون حقوق کار کردم اما معتقدم باید چند برابر حقوق کار کرد.

شما در خانواده هم صبور هستید؟
آدم نباید خودش از خودش تعریف کند. شما باید از همسر و فرزندانم بپرسید. ولی من در خانواده صبور هستم و معمولا چیزهایی که دوستان درباره من می گویند صفاتی مثل خوشرویی و تواضع و حسن سلوک و نزاکت در برخورد با دیگران است و رازداری که ان شاء ا... اینطوری هم هست.

اگر از خانوادتان بپرسیم هم همین نظر را دارند و از شما راضی هستند؟ این صبور بودن همسر شما را خسته نمی‌کند؟
بله (با خنده) البته اگر ناراضی بودند تا حالا مشخص شده بود. در مورد صبوری هم باید بگویم که من زود شکایت نمی کنم و صبورم و صبوری با بی خیالی و اهمیت ندادن به مسائل متفاوت است. به هر حال در زندگی همه مشکلات پیش می آید و صبر کردن این است که سریع آدم شکایت نکند و سعی کند با درایت با آن مشکل برخورد کند. همسر من شاغل و آموزش و پرورش است و نقش مهمی در کارهای من دارد و زمانی من روزی ده ساعت در اداره بودم و همه کارها بر عهده ایشان بوده و من متشکرم که بار مسئولیت زندگی و تربیت فرزندان را برعهده گرفتند.

شما علت موفقیت خودتان را چه می دانید؟ اصلا شما خودتان را موفق می دانید؟
موفقیت تعریف های مختلفی دارد. اگر بگوییم کسی که سالها در سمتی مانده و با 6 مدیر کار کرده موفق است، ‌من موفق حساب می شوم. یا اگر بگوییم توسعه های پتروشیمی در زمانی اتفاق افتاده که من همکار پتروشیمی و مدیر مالی بوده ام و اگر پتروشیمی را موفق بدانیم آنوقت می شود نتیجه گرفت که یکی از عوامل موفقیت هم مدیرمالی پتروشیمی بوده است.
موفقیت چند عامل دارد. یکی تلاش و دیگری تجربه و تخصص است. من سال 56 فوق لیسانس حسابداری گرفتم. یعنی در حقیقت جایی قرار گرفتم که با رشته تحصیلی ام تناسب دارد. تلاش و کوشش و پایداری و صبر هم در موفقیت موثر است. توانایی سازگاری با افراد چه بالادست و چه پایین دست هم مهم است. سختی مدیریت این است که شما با انسانهای مختلف با عقیده ها و سلایق مختلف سروکار دارید و باید بتوانید با همه کار کنید.‌
بعضی دوستان با کوچک ترین ناملایماتی که از یک مدیر بالایی می دیدند جایشان را عوض می کردند. در حالی که به نظر من باید می ماندند و خودشان را تطبیق می دادند. آدم باید تعامل کند و هدف اصلی هم پیش رفتن کار است. شما معمولا بالادست و پایین دست هایتان را خودتان انتخاب نمی کنید. بنابراین باید با همه انسان‌ها بتوانید کار کنید.

یکی از سخت ترین لحظاتی که در پتروشیمی داشتید چه بود؟
زمان‌هایی بود که به دلایلی مثل کمبود نقدینگی یا اختلاف حساب با دارایی و بانک مرکزی حساب‌های شرکت بسته شده بود. شرایطی بود که ما هم در تنگنای مالی بودیم و هم حساب ‌ها را بسته بودند و ما در دو ماه اوضاع مالی را سرپا نگه داشتیم و مجبور بودیم این حجم بزرگ پول را خارج از سامانه بانکی کار کنیم. ‌
الحمد ا... با برنامه ریزیها دوران سخت زیاد نداشتیم. البته تامین مالی  پروژه ها و هزینه های جاری و عمرانی فشار زیادی می آورد ولی هیچ موقع ما در این مسائل درنماندیم.

جالب ترین و شنیدنی ترین خاطره تان چیست؟
بعضی موقع ها در زمینه کار خود آدم نتیجه گرفتن کارهایش خیلی شیرین و جالب است. شاید اینها برای خوانندگان شما جالب نباشد. از نظر من راه‌اندازی این پروژه های بزرگ  خیلی شیرین بوده است. بازپرداخت وام‌های سنگین در زمان مقرر و بدون تاخیر و اینکه در پایان بازپرداخت وام ها بانک های بزرگ از ما تشکر می‌کردند که مشتری خوش حسابی بودیم و بدون یک تاخیر وام ها را تسویه کردیم، یا اخذ وام های کلان از خارج که می توانست کار چند پروژه را راه اندازد و لحظه ای که این وام را می گرفتیم برای ما خیلی شیرین بود.

چه چیزی شما را از کوره در می برد و کاسه  صبر شما را لبریز می کند؟
زمانی که احساس کنم یکی از همکاران وظیفه اش را در حد توانش انجام نمی دهد و یا گزارشی از کسی خواسته‌ام و او بی خیال بوده و به محدودیت زمانی توجه نکرده و بعد از گذشت چند روز یادش رفته یا گزارش سطح پایینی تهیه کرده از کوره در می روم. یا زمانی که از چند جای مختلف برای پرداخت بدهی تحت فشار قرار بگیریم. مثلا ما به 7-8 جا بدهکار بودیم و ناگهان همه ما را برای پرداخت بدهی تحت فشار گذاشتند و این چندبار برای ما اتفاق افتاده است. مثلا ما به پالایش و پخش، نفت،‌گاز و بانکها بدهکار بودیم  به شرکت های خودمان هم باید پول می رساندیم و در مناسبتی که پول کمی داشتیم همه پول می خواستند که این شرایطی را فراهم می کرد تا آدم در مسائل کوچکی که پیش می‌آمد هم از کوره در برود.

شما اهل تفریح و ورزش هستید؟ در این سالهای مدیریت چه ورزشی کردید؟
من زمان دانشجویی والیبال بازی می کردم ولی در این سالها واقعا وقت این کارها نبود. اما در هفته یکی دوبار پیاده روی می کنم، ‌چون واقعا وقت نداشتم. اما سالی یک هفته که از امکانات نفت و پتروشیمی استفاده می‌کنم والیبال و پینگ پنک بازی می کردم.  اما واقعا وقت نداشتم. شاید ماهی یک بار هم استخر بروم . اما از همه راحت تر پیاده روی است که وسیله خاصی هم نمی خواهد و بی خرج است.

شما به چه کار جنبی علاقه دارید؟
من کتاب می خوانم و به کتاب نوشتن و تدریس هم واقعا علاقه مندم. از همان اوایل انقلاب از ستاد انقلاب فرهنگی حکم عضویت در هیئت علمی دانشگاه را گرفتم و در سالهای پس از انقلاب هم که همیشه مدیر بوده‌ام به صورت نیمه وقت درس داده‌ام.
من در دانشگاه تهران، ‌علامه طباطبایی، ‌شهید بهشتی، آزاد و دانشکده نفت تدریس کرده‌ام و درس های مختلف مدیریت و مالی را تدریس کرده ام. چند کتاب هم نوشته ام و یکی از ارضا کننده ترین کارهایی بوده است که در زندگی انجام داده ام. علاوه بر تدریس در دوران بازنشستگی کاری که برای خودم تعریف کردم این است چند کتاب بنویسم و زمینه های کار و تجریه و تئوری و عمل را با هم مکتوب کنم.

نکته خوبی است . چون مدیران ما معمولا عادت ندارند تجربیاتشان را مکتوب کنند تا نسل بعدی از این تجربه ها استفاده کند.
من این کار را به امید خدا خواهم کرد.

"پیام پتروشیمی" برای شما آرزوی موفقیت می کند.

محمد مقاره

 نظر شما درباره خبر 

نام فرستنده :
پست الکترونیک : *  
نظر شما :

لطفا کدی را که در شکل زیر می بینید، وارد کنید:
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)


کد وارد شده صحیح نیست


 

صفحه نخست | درباره ما | تماس با ما NIPNA RSS