او به تازگی به افتخار بازنشستگی نائل آمده و به همین بهانه با او درباره سالهای فعالیتش در این صنعت گفتگو کردهایم.
- آقای پیوندی شما چه روندی را در دوران کاری خود طی کردید تا به سمت مدیر برنامه ریزی شرکت ملی صنایع پتروشیمی رسیدید؟
من سال 1356 از دانشکده نفت آبادان فارغ التحصیل شدم و پس از شرکت در مصاحبه مدیران پتروشیمی ایران و ژاپن که امروز پتروشیمی بندرامام نام گرفته است به عنوان یکی از مهندسین واحد الفین انتخاب شدم. چندسالی و تا سال 1362 آنجا مشغول کار بودم و پتروشیمی بندرامام هم به پیشرفت 85 درصد رسیده بود. بعد به علت انقلاب اسلامی کار متوقف شد و پس از آن دوباره کار شروع شد اما به دلیل ادامه جنگ تحمیلی ادامه نیافت. تا سال 62 و در جریان جنگ تحمیلی ما در جریان کمک های پشت جبهه و حفاظت از تاسیسات بندرامام فعال بودیم تا اینکه مدیریت وقت پتروشیمی به این نتیجه رسید که ادامه کار در بندرامام ممکن نیست. مدیریت پتروشیمی در آن زمان تصمیم گرفت واحدهایی را در خارج از منطقه جنوب کشور احداث کند. به همین دلیل احداث پتروشیمی در اراک، تبریز، خراسان و اصفهان در دستور کار قرار گرفت که اولین آنها اراک بود. من در سال 62 به اراک منتقل شدم. البته پیش از آن و در طول سال 62 هم به دلیل نیاز خوزستان به برق به ویژه در شرایط جنگی من 8-9 ماهی را در نیروگاه رامین اهواز کار کردم تا در حل مشکلی که بین پیمانکار و مشاور پیش آمده بود کمک کنم. در این واحد پوششهای لولههای زیرزمینی به وسیله پیمانکاران روسی انجام میشد که من روشی را برای حل مشکل طراحی کردم و اجرا شد و بعد به پتروشیمی اراک منتقل شدم و حدود 10 سال در این طرح کار کردم.
در زمینه انتخاب فناوری، قراردادها، آموزش کارکنان در جزیره سیسیل ایتالیا و ... من مسئولیت داشتم و پس از بازگشت به کشور هم کار نصب و ساختمان را به همراه پیمانکار پروژه دنبال کردیم و مسئول راه اندازی ناحیه یک پتروشیمی اراک شدم. از 10 سالی که در اراک بودم سه سال را به اتفاق خانواده در اراک مقیم بودیم تا واحد الفین راه اندازی شد. این واقعه جزء افتخارات زندگیم هست که در اولین واحد اتیلن کشور نقش داشتم اتیلنی که سنگ بنای پلیمر در کشور است. مسئولان وقت پتروشیمی بعد از افتتاح فاز یک اراک مرا به عنوان مسئول کنترل تولید پتروشیمی انتخاب کردند و بعد هم معاون مدیریت برنامهریزی شدم و در نهایت در سال 1377 با حکم مهندس نعمت زاده به سمت مدیر برنامهریزی و توسعه شرکت ملی صنایع پتروشیمی منصوب شدم.
همزمان با حضور مهندس نعمت زاده شرایط مناسبی هم برای کشور از نظر منابع مادی و فاینانس پیش آمده بود و زمینه فراهم شد که برنامههای دوم و سوم در یک برنامه و در امتداد هم انجام شود. در واقع آنچه که تا پایان پتروشیمی جم انجام شد از واحدهای طراحی شده در آن دوران بود که به اتفاق همکاران مدیریت برنامه ریزی و توسعه به ویژه آقای مهندس مختاری فر برنامه ریزی شد. ما این طرح ها را که مجموعه عظیمی در ماهشهر و در عسلویه است روی کاغذ آوردیم و در اجلاس مدیران پتروشیمی مطرح کردیم و نظرات آنها را گرفتیم و بعد رفتیم هیئت مدیریه و مصوبه هیئت مدیره را گرفتیم و بعد رفتیم شورای اقتصاد و مجوز سرمایه گذاری را گرفتیم و بعد از این شرکت مدیریت توسعه برای عقد قراردادها و انتخاب فناوری اقدام کرد و برای فاینانس هم پتروشیمی بین الملل و مهندس رهبری تلاش زیای کردند و در نهایت دوباره به شورای اقتصاد رفتیم. در این فاصله من دوره تحصیلات تکمیلی کارشناسی ارشد مدیریت استراتژیک را هم از طریق سازمان مدیریت صنعتی و سازمان سنجش گذراندم.
- در این 11 سال اخیر که مدیر برنامه ریزی و توسعه پتروشیمی بودید - که سالهای جهش صنعت پتروشیمی هم بود – شما متولی چه کارهایی بودید؟
آنچه در عسلویه و ماهشهر تا پایان پتروشیمی جم انجام شده است از نظر برنامه ریزی تمام مسئولیتش با مدیریت برنامه ریزی و توسعه بود. گرچه جناب مهندس نعمتزاده از وزارت صنایع آمده بودند اما ایشان تفکر توسعهای و توانمندی لازم برای مدیریت و توسعه عظیم پتروشیمی را داشتند. همچنین ایشان بین صاحبان صنایع از یک طرف و مدیریت مالی کشور از طرف دیگر صاحب احترام بودند و این باعث شد طرح های ما مورد توجه ایشان قرار بگیرد و خوشبختانه همه این طرح ها اجرا شدند. البته مسائلی مانند کمبود خوراک در بخش بالادست صنعت نفت وجود دارد، اما همه این طرح ها بر اساس مصوبه هیئت مدیره شرکت نفت براساس تامین خوراک طراحی شد و ما تا مصوبه ای نمیگرفتیم دست به طراحی نمی زدیم . این واحدها سرمایه بزرگی برای کشور است و این افزایش ظرفیت ما را در جهان از جایگاه 89 در سال 2002 به رده 45 در سال گذشته رساند.
من و همکاران پتروشیمی در یک دورانی به صورت شبانه روز کار کردیم و شبها زودتر از ساعت 11 به منزل نمی رفتیم و هفته ای 2-3 روز علیرغم اینکه واحد برنامه ریزی بودیم، در دوسایت بندرامام و عسلویه حضور داشتیم.
- چقدر از کارهایی که در این سالها کردید راضی هستید؟
خیلی راضی هستم. واقعا یکی از افتخارات من این کارهاست که در برنامههای پنجساله اول و دوم و سوم انجام شد. ما در پنجساله اول برای اولین بار اتیلن و پلی اتیلن تولید کردیم و همزمان همکاران ما بازسازی بندامام را انجام دادند. یا برای اولین بار گرید مدیکال که گریدی است با کاربرد پرشکی تولید کردیم. یکی از محدودیت های ما در داخل کشور در زمان جنگ محدودیت سرنگ و کیسه سرم بود. ما با دو کارخانه سوپا و سها را قانع کردیم که این گرید همانی است که مورد نیاز شماست و ما امروز صادر کننده این محصولات هستیم.
افتخار دیگرم این است که زمانی که من مسئول اجرای بخش ایرانی واحد الفین اراک بودم هیچ اتفاقی برای کارکنان من نیفتاد و این چیزی است که برای من خیلی اهمیت دارد. برای من خانواده و فرزندان کارکنان اهمیت دارد.
آموزش هم برای من خیلی اهمیت داشت. همکارانی که برای واحد الفین -که یکی از واحدهای بسیار پیچیده است- تربیت شدند ، امروز مسئول بیشتر واحدهای الفینی کشور هستند. الان به جز بندرامام، در واحدهای امیرکبیر، مارون، جم ، تبریز و آریا ساسول بچههای همان تیم اراک مدیریت کار را برعهده گرفتهاند.
من شخصا مطلب خیلی زیادی از این راهاندازی در اراک یاد گرفتم. علت هم این است که شما وقتی برای اولین بار یک واحد الفین را راه اندازی می کنید با مشکلات جدی روبرو میشوید، اما وقتی برای اولین بار در یک کشور این کار را می کنید و این واحد در داخل سرزمین است و نه در کنار آب، مشکلات بسیار بیشتر است. علت هم این است که اتیلن و پروپیلن در حالیکه محصول این واحد است دو سرویس جانبی این واحد هم هستند. یعنی دو سیکل سرمای عظیم در این واحد هست که در واقع دو یخچال بزرگ هستند که ماده سرد کننده آن اتیلن و پروپیلن است. یعنی شما باید اینها را داشته باشید تا بتوانید اتیلن تولید کنید. وقتی در کنار دریا هستید می توانید این دو ماده را با کشتی حمل کنید اما وقتی در داخل سرزمین باشید نمی توانید اتیلن را با کامیون حمل کنید. ما باید با روش سعی و خطا از محصولی که از واحد به دست می آمد استفاده می کردیم و جلو می رفتیم.
در نتیجه در یک راه اندازی طولانی قرار گرفتیم و این موجب شد که همه ما آموزش خوبی ببینیم. این یکی از سکوهای پرتاب من به جایگاه مدیریت برنامه ریزی و توسعه بود. در این جایگاه کشور برای من مهم بود و نه خودم و صندلی و هر امتیاز دیگری. متن 10 سال در پتروشیمی اراک بودم اما هیچ سهمی در پتروشمیی اراک که خصوصی شده است ندارم. یا 5 سال عضو هیئت مدیره اصفهان بودم و سهمی درآنجا ندارم. آبروی کشور هم برایم خیلی مهم بود و در مقابل کشورهای خارجی و پیمانکاران خارجی رشد و توانمندی ایران برایم اهمیت داشت. نمونه اش هم کاریکاتورهایی است که در این زمینه از من کشیدند درباره جنگ و جدلی که من با پیمانکاران خارجی داشتم. یکی از وندورها که یک کاریکاتوریست هم بود این کاریکاتورها را کشید و برایم فرستاد .
- چه آرزوهایی داشتید که می خواستید انجام دهید و نشد؟
من دو ایده داشتم که به هر طریقی شد به مسئولان منتقل کردم. یکی این بود که بعد از فاز یک عسلویه ما توسعه پتروشیمی و حتی بعضی طرح های وزارت نفت مانند LNG یا GTL را به علت محدودیت زمین و مکان و به دلیل تراکم صنعت در فضای کوچک عسلویه به چابهار یا جاسک در شرق کشور منتقل کنیم.
من گفتم ما در استفاده از مخزن پارس جنوبی با قطر در یک رقابت قرار گرفته ایم. قطر سرزمین کوچکی است اما ما سرزمین بزرگی هستیم و ساحلی طولانی تا دریای عمان داریم. به اعتقاد من باید پالایشگاه های گازی در عسلویه توسعه یابد و این زمینهایی که در عسلویه در فاز دو قرار است به پتروشیمی اختصاص یابد به گاز اختصاص یابد . اما ما می توانیم گاز و میعانات گازی را که از پالایشگاه می آید با دو خط لوله به جاسک یا چابهار ببریم و بقیه پتروشیمی را آنجا ادامه دهیم.
بنابراین ما یک بار دو خط لوله سرمایهگذاری میکنیم ولی خودمان را 700 تا هزار کیلومتر در دریا به مشتری بین المللی نزدیک میکنیم. پس خریدار ما ترجیح می دهد هزار کیلومتر مسیر کمتر ی را طی کند و از ما خرید میکند. هزینه این خط لوله هم با کاهش هزینه حمل و نقل مستهلک می شد. علاوه بر این قیمت بیمه ها پایین تر می آمد و هزینه حمل هم پایین می آمد و منطقه سیستان و بلوچستان هم که مناطق محرومی هستند در اثر این سرمایه گذاری ها توسعه می یافتند.
پیشنهاد دیگرم این بود که ما یکی از مشکلاتی که داریم گازوئیل است که مربوط به حمل و نقل سنگین کشور اعم از کامیون و اتوبوس در جاده و قطارهای دیزلی است. ما گازوئیل را چه بخریم و چه صادر کنیم قیمت بین المللی دارد . اما گاز طبیعی قیمت منطقه ای دارد و در خلیج فارس هم ارزانترین قیمت را دارد. من پیشنهاد کردم که برای اینکه ماکزیمم ارزش افزوده را به دست بیاوریم بیاییم و با بخشی از متان - بعد از اینکهC2+ را برداشتیم - در یک منطقه ای در داخل کشور، یکسری نیروگاه های گازی با سیکل ترکیبی ایجاد کنیم و یک شبکه برق مستقل براساس گاز پارس جنوبی ایجاد کنیم و تمام قطارهای کشور را قطار برقی کنیم . این فناوری هم در شرق است و نه در غرب و بهترین قطارهای پیشرفته در ژاپن و چین است. این باعث می شود ما انرژی هیدروکربنی را به سرعت تبدیل کنیم و این سرعت در اقتصاد ملی بسیار اثرگذار است. به خصوص که ما در بخش هواپیمایی به صورت ناخواسته دچار مشکل هستیم و در بخش جاده ای هم دچار مشکل تصادفات هستیم. بنابراین ما تشویق می شویم که گاز بیشتری برداریم . حتی من وابسته اقتصادی سفارت ژاپن را صدا کردم و خواستم که کاتالوگهای اینها را برایم بیاورد و اینها را به دکتر زارعی که مشاور فناوری ریاست جمهوری و رئیس دفتر مطالعات انرژی بود و اکنون در مجلس تشریف دارند دادم . وابسته اقتصادی سفارت ژاپن همه اطلاعات را که به من داد گفت همه حرف هایی که می زنی درست اما این مسئله چه ربطی به شما دارد! اما من عقب ننشستم و با آقای محرابیان که آن موقع مشاور طرح های ویژه ریاست چمهوری بودند و الان وزیر صنایع هستند هم صحبت کردم و ایشان گفتند که طرح برقی کردن قطارها در برنامه وزارت راه هست و من عرض کردم که من هدفم فقط برقی کردن نیست من منظورم استفاده از منابع گاز پارس جنوبی برای برقی کردن است تا گاز پارس جنوبی را مصرف کنیم وبه جای آن گازوئیل ما آزاد شود تا آن را با قیمت بین المللی بفروشیم که این هم نشد.
من این دوطرح را در فرهنگستان علوم هم معرفی کردم و به همین دلیل هم مهندس برجسته سال 83 شدم.
- شما پیشنهادتان این است که به جای خطوط لوله شرق و مرکز این کار را بکنیم؟
به نظر من این دو طرح جاذبه سرمایه گذاری بیشتری هم داشت و ناخداگاه دولت می توانست زمینه رشد در آن منطقه را فراهم کند و معتقد بودم که از درآمد آن باید صنایع پایین دستی در سراسر کشور ایجاد شود.
علت مخالفت شما با خط شرق همین بود؟
من کلا به خطوط لوله اعتقاد ندارم. خط لوله اتیلن باید یک مفهوم منطقی داشته باشد. شما اگر منابع هیدروکربونی و منابع گازتان در ارتفاعات باشد و دور از دریا باشد منطقی است که اینها را به کنار دریا منتقل کنید و بتوانید از آب دریا برای پتروشیمی استفاده کنید. امروز خداوند همه چیز را به ما داده است. من حاضرم در هر جلسه ای ثابت کنم در دنیا هیچ کشوری به اندازه ایران ظرفیت و مزیت توسعه صنایع پتروشیمی را ندارد. امکانات کشور ما منحصر به فرد هست. ما تنها کشوری هستیم که هم نفت و هم گاز زیادی در دنیا داریم و هیچ کشوری این شرایط را ندارد. دوم اینکه این منابع را خداوند یا در داخل دریا یا نزدیک دریا گذاشته است. ما هم به دریا و آب آن برای خنک کردن نیاز داریم. شا ببینید آب خنک کننده پتروشیمی در عسلویه وقتی برمیگردد خودش مثل آبشار نیاگاراست. این آب را خدا داده که ما استفاده کنیم. اما وقتی برعکس حرکت کنیم و به سمت کوه برویم باید از آّب شیرین استفاده کنیم. اما ما کشوری هستیم که در منطقه خشک و کم آبی قرار گرفتیم. خب چرا ما منابع آب شیرین را صرف کشاورزی نکنیم؟ وقتی هم که این آب را صرف خنک کردن کنیم دیگر قابل استفاده کشاورزی نخواهد بود و آلوده میشود. البته احداث واحدهای تولید کود در همه جای کشور که کشاورزی در آن وجود دارد منطقی است اما واحدهای اتیلن اینطور نیستند و باید در کنار دریا باشند.
خط غرب به هرحال انجام خواهد شد گرچه با صرف زمان. ولی خط شرق غیرممکن است. من فرزند شرق و کویر هستم و میدانم آب در آنجا یعنی چی؟ و انجام این کار در آنجا غیرممکن است که بتوانید در شرق کشور 3000 کیلومتر اتیلن را جابجا کنید و واحدهای پتروشیمی را در آنجا بسازید.
من از نمایندگان محترم مجلس خواستم که این موضوع را فراموش کنند و جایش صنایع پایین دستی را آنجا توسعه دهند. من این را هم پیشنهاد کردم اگر بخواهیم اتیلن را جابجا کنیم یا خط لوله بسازیم چیزی نزدیک 5/2 میلیارد دلار دولت و نه پتروشیمی باید هزینه خط لوله و کمپرسورها را در بودجه عمرانی منظور کند. من میگویم به جای این کار ، بیاییم محصولات جامد را به این مناطق ببریم و دولت این پول را تسهیلات در اختیار سرمایه گذاران محلی و منطقهای قرار دهد. با این پول می توان واحدهای پایین دستی را توسعه داد متناسب با هر منطقه و دولت پول مجانی هم نمی دهد و این به شکل وام است. مثلا هرجا چشمه آب هست هرکس برای تولید شیشه های آب معدنی و نوشابه سرمایه گذاری کند وام بگیرد، در جای دیگر که تولید گلخانه ای است واحدهای تولید کننده ورقهای پلاستیکی وام بگیرند و ... . این یک حرکتی است که منجر به توسعه صنایع پایین دستی با ضریب اشتغال بالا میشود.
- غیر از حضور در پتروشیمی شما در چه بخش هایی دیگری کار کردید؟
من به این دلیل که صندوق های بازنشستگی نفت در پتروشیمی سرمایه گذاری کرده بودند با حکم وزیر نفت از طرف هیئت امنای آنجا منصوب شدم و چندسالی است عضو هیئت رئیسه صندوق بازنشستگی نفت هستم و در آنجا هم کمک میکنم. عضو کنگره جهانی نفت هم هستم . در هیئت مدیرههای مختلفی هم به صورت غیرموظف بودم. مثل امیرکبیر، آریاساسول و ... . عضو ستاد صدسالگی نفت بودم و حدود 7 بار هم کنفرانس جهانی پتروشیمی را برگزار کردیم که یکی از افتخارت من بود. کیفیت این کنفرانس برایم مهم بوده و زمانی بوده که ما بالای 120-130 نفر از مدیران رده بالای پتروشیمی جهان داشتیم.
- فلسفه برگزاری آی پی اف چه بود؟
این همایش یکی از بازوهای توسعه صنعت پتروشیمی در کشور بود. در اوج برنامه دوم و سوم توسعه پتروشیمی که همزمان بود با توسعه فازهای مختلف پارس جنوبی، خوراک زیادی برای صنعت پتروشیمی آماده شد و اینها نیاز به منابع مالی داشت و اینها هم از طریق فاینانس تامین میشد و برای سرمایهگذاران خارجی، بانکهای خارجی، بیمهگذاران خارجی مهم بود که این وامی که میدهند صرف چه کاری می شود.
- اگر وارد پتروشیمی نمیشدید فرض کنید اصلا به دانشکده نفت نمی رفتید چه کاره میشدید؟
من دوست داشتم یک فیلمساز و کارگردان می شدم. در تمام مدت کارم هم همیشه مربی بودم تا رئیس . چه در زمانی که در اراک بودم و چه در مدیریت برنامه ریزی و توسعه، به کارگروهی معتقد بودم. هیچوقت رئیس نبودم. من در دانشکده های مختلف مثل فردوسی مشهد و نفت آبادان کارگردان تئاترهای دانشجویی بودم و اصولا هنر را خیلی دوست دارم.
آموزش را هم خیلی دوست دارم. دو کلاس هم داشتم ، یکی فرایندهای پتروشیمی در دانشگاه شریف و دیگری مدیریت صنعتی در دانشگاه امیرکبیر . با جوانها کار کردن و یاد دادن و آموزش را خیلی دوست دارم. هنوز هم خیلی دلم می خواهد که یک روزی یک فیلم بسازم و چیزی که نشان دهد که چرا انسان ها نمی توانند فقط خوب باشند و یک مشکلاتی وجود دارد. حتما مقاله عروس کهکشان مرا خوانده اید. این مقاله را در شب تحویل سال 2000 نوشتم . من آن شب به علت مسئله سال 2000 که درباره رایانه ها ممکن بود پیش بیاید در دفترم ماندم، چون مسئولیت رایانه های شرکت با ما بود. آن شب من صد سال گذشته بشریت را بازنگری کردم و از خودم پرسیدم که بشر در آغاز سال 2000 به چه مسئله ای دارد افتخار می کند.
- شما در پتروشیمی جزو مدیرانی هستید که ارتباط خیلی خوبی با خبرنگاران و اصحاب رسانه داشتید. علت این رابطه خوب چه بود؟
من معتقدم ارتباط خوب یکی از رازهای موفقیت سازمان است. چه دلیلی دارد که ارتباط خوبی نداشته باشیم؟ اصلا با هم باید ارتباط خوب داشت و حرفی که حق است را زد. اگر اینگونه نباشد چه فرقی است بین من که در این جایگاه هستم با دیگری که در این جایگاه نیست. شما را به یک دلیلی در این جایگاه گذاشتند. من معتقدم حرف حق را باید زد همانطور که باید نان حلال خورد. اگر قرار است شما حقی را ناحق کنی در این جایگاه نه وجدان راحتی داری و نه جایگاهی در این دنیا و نه در آن دنیا دارید.
آن کسی که بازرسی کل کشور است یا آنکه مجلس است و آنکه خبرنگار است همه ایرانی هستند. چه فرقی می کند. مهمترین چیز این است که من هیچوقت حرفی را به رسانه ها نگفتهام که حرف نرخ روز باشد و جنبه شعاری داشته باشد و شاید یکی از دلایل رابطه خوبم این باشد.
- برنامه شما برای سالهای آینده و بازنشستگی چیست؟
من از صنعت پتروشیمی جدا نخواهم شد. گرچه از NPC به حکم شناسنامه جدا می شوم. من آدمی هستیم که معتقد به کیفیت هستم و دنبال کمیت صرف نیستم. کیفیت همه چیز را به دنبال خود می آورد . مانند همایش IPF که ما برگزار می کردیم.
در زمینه آی پی اف، وقتی برگزاری اولین دوره را به من سپردند من برایم مهم بود که وقتی خارجی ها می آیند کشور ایران را میبینند ، فقط پتروشیمی را نمی ببیند. ما هر کاری هم که کردیم از درآمد همایش بود. اسپانسر جذب می کردیم و هزینه ها را تامین می کردیم. از هیچ سازمانی هم کمک نمیگرفتیم. ما برایمان اهمیت داشت مهمان نوازی ایرانی را به آنها نشان دهیم و فقط هم با پول خودشان و هنوز هم که هنوز است در حسابهای پتروشیمی مازاد وجود دارد. ما همه شرکت کنندگان را از CIP آوردیم. بلیط و هزینه اقامت سخنرانان را هم تامین می کردیم. سعی کردیم اینطور نباشد که از فرودگاه به همایش آیند و بعد هم بروند و از این کشور هیچ چیزی نبینند. من برای اولین بار آمدم و از طریق وزارت ارشاد دعوت کردیم از ارکستر ملی ایران در تالار وحدت که برای این مدعوین برنامه اجرا کنند. هیچ هزینه اضافه ای هم نشد. این مسئله باعث شد نگرش این افراد به کشور ما کاملا تغییر کند و آن نگرشی که رسانهها برای آنها ساخته بودند تغییر کند. این خصوصیسازی پتروشیمی شامل انسانها هم میشود و من هم در بخش خصوصی کار خواهم کرد و البته دنبال کار با کیفیت خواهم بود.